حجتالاسلام رستم ممیزاده رئیس سازمان بسیج اساتید، طلاب و روحانیون سپاه عاشورا آذربایجان شرقی، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تبریز، با تشریح ابعاد مختلف آنچه «حقوق بشر کذایی آمریکایی» خواند، اظهار داشت: رویکرد واشنگتن در این حوزه مبتنی بر معیارهای دوگانه، رفتارهای گزینشی و ملاحظات سیاسی و اقتصادی است.
متن کامل گفتوگو به شرح زیر است:
ارزیابی شما از رویکرد آمریکا در حوزه حقوق بشر چیست؟
رفتار ایالات متحده در موضوع حقوق بشر، آشکارا متناقض و گزینشی است. واشنگتن موارد نقض حقوق بشر در کشورهایی مانند ایران و چین را برجسته و محکوم میکند، اما در برابر تخلفات مشابه در کشورهای همپیمان خود، از جمله عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی، یا سکوت اختیار میکند یا میکوشد آن را کماهمیت جلوه دهد.
به نظر شما، ملاک اصلی آمریکا در این نوع مواجهه چیست؟
شواهد و بررسیها نشان میدهد که تصمیم آمریکا برای مداخله یا عدم مداخله در پروندههای حقوق بشری، بیش از آنکه ریشه در تعهدات اخلاقی داشته باشد، تابع منافع ژئوپلیتیکی و اقتصادی این کشور است.
آیا میتوان گفت حقوق بشر در سیاست خارجی آمریکا یک اصل ثابت است؟
خیر، حقوق بشر در سیاست خارجی آمریکا یک اصل پایدار و غیرقابل تغییر نیست، بلکه متأثر از ملاحظات سیاسی، اقتصادی و حتی حزبی است. هرجا که منافع واشنگتن اقتضا کند، این مفهوم به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی علیه دیگر کشورها تبدیل میشود.
شما به گزارش سالانه وزارت خارجه آمریکا در سال ۲۰۲۵ نیز اشاره کردهاید؛ نقد شما به این گزارش چیست؟
این گزارش بهشدت سیاسی و جانبدارانه تنظیم شده است. حذف عامدانه برخی دستهبندیهای نقض حقوق بشر که در نسخههای پیشین وجود داشت و همچنین نادیدهگرفتن نقضهای گسترده از سوی متحدان اصلی آمریکا، بهویژه رژیم صهیونیستی، از جمله مواردی است که اعتبار این گزارش را بهشدت زیر سؤال میبرد.
منظورتان از نقضهای نادیدهگرفتهشده توسط متحدان آمریکا چیست؟
در غزه، موضوعاتی مانند کوچ اجباری، استفاده از گرسنگی بهعنوان ابزار جنگی و تخریب زیرساختها از مصادیق آشکار نقض حقوق بشر است، اما این موارد در روایتهای رسمی آمریکا یا نادیده گرفته میشود یا با رویکردی کمرنگ و غیرواقعی بازتاب مییابد.
آیا این تناقض فقط در سیاست خارجی آمریکا دیده میشود؟
خیر، دولت آمریکا از یک سو ادعای حمایت از معترضان در برخی کشورها را مطرح میکند، اما از سوی دیگر، در برابر کشتهشدن شهروندان خود بهدست نیروهای پلیس، برخوردی متناسب و قابلقبول نشان نمیدهد.
آیا برای این ادعاها مستندات پژوهشی نیز وجود دارد؟
بله، تحلیلهای علمی و پژوهشهای مبتنی بر بررسی صدها سند دولتی و گزارش حقوق بشری نشان میدهد که آمریکا معمولاً نقض حقوق بشر در کشورهای متحد خود را متفاوت از کشورهای رقیب ارزیابی و بازنمایی میکند، این الگوی دوگانه، مشروعیت سیاست خارجی واشنگتن را کاهش داده و حتی به تقویت موقعیت رقبای آن منجر شده است.
به یکی از پژوهشهای آماری نیز اشاره داشتید؛ این تحقیق چه نتیجهای داشته است؟
یکی از پژوهشها، حدود ۶ هزار و ۳۰۰ گزارش سالانه حقوق بشری وزارت خارجه آمریکا را در چهار دهه بررسی کرده است. نتیجه این مطالعه نشان میدهد که متحدان آمریکا در قیاس با کشورهای غیرمتحد، بهصورت نامتناسب مورد توجه قرار میگیرند و همین مسئله مشخص میکند که کدام نوع از نقضها بیشتر مستندسازی و کدام موارد کمتر دیده میشود.
شما به وضعیت داخلی آمریکا نیز از منظر حقوق بشری اشاره کردید. مهمترین مصداق در این زمینه چیست؟
یکی از نمونههای قابل تأمل، آمار سالانه بیش از ۴۰ هزار مورد خشونت با سلاح گرم در آمریکا است که بر اساس استناد به نهادهای بینالمللی و گزارشهای رسمی ایران، نقض آشکار حق حیات شهروندان آمریکایی به شمار میرود.
جمعبندی شما از مفهوم «افشای حقوق بشر آمریکایی» چیست؟
این مفهوم به شکاف عمیق میان گفتار و کردار آمریکا اشاره دارد. از یکسو، واشنگتن در سطح گفتمانی خود را مدافع حقوق بشر معرفی میکند و از سوی دیگر، در عمل رفتارهایی گزینشی، ابزاری و ساختاریافته از خود بروز میدهد که پژوهشهای تاریخی و آماری نیز آن را تأیید کردهاند.
آیا این رویکرد سابقه تاریخی هم دارد؟
بله از دوران جنگ سرد تا امروز، شعارهای حقوق بشری آمریکا در بسیاری از موارد در خدمت پیشبرد اهداف راهبردی این کشور قرار گرفته است. حمایت از کودتا علیه دولتهای مستقل و دموکراتیک در آمریکای لاتین، از نمونههای بارز این استفاده ابزاری به شمار میرود.
در پرونده غزه، این رفتار دوگانه چگونه قابل مشاهده است؟
غزه یکی از عینیترین نمونههای معاصر این دوگانگی است. کشتار دهها هزار غیرنظامی، حمله به بیمارستانها و مراکز آموزشی و تداوم محاصره انسانی در شرایطی رخ میدهد که ایالات متحده، اصلیترین حامی سیاسی و تسلیحاتی رژیم صهیونیستی محسوب میشود و همزمان از حقوق بشر سخن میگوید.
نقش آمریکا در شورای امنیت درباره جنگ غزه را چگونه ارزیابی میکنید؟
وتوی مکرر قطعنامههای شورای امنیت برای توقف جنگ در غزه نشان میدهد که آمریکا نهتنها مدعی حقوق بشر، بلکه در عمل مسیر اجرای عدالت بینالمللی را نیز مسدود میکند، این رفتار نمونه روشنی از بهرهبرداری ابزاری از سازوکارهای بینالمللی است.
این وضعیت چه تأثیری بر مفاهیمی مانند «مسئولیت حمایت» گذاشته است؟
از منظر حقوقی و هنجاری، این مفهوم در افکار عمومی جهان با بحران اعتبار مواجه شده است، زیرا در عمل، بیشتر علیه کشورهای ضعیف و فاقد پشتوانه قدرت به کار گرفته میشود، در حالی که برای متحدان غرب، نوعی مصونیت عملی ایجاد میکند.
شما به نقش رسانهها نیز اشاره داشتید. رسانههای غربی چه نقشی در این زمینه دارند؟
رسانههای جریان اصلی غربی در ساختن چهرهای حقوقبشری از آمریکا نقش مؤثری ایفا میکنند. بهگونهای که یک کشته در برخی کشورهای رقیب آمریکا به خبر اول جهان تبدیل میشود، اما هزاران کشته در یمن، غزه یا درگیریهای داخلی کشورهای همپیمان واشنگتن یا بازتاب لازم را پیدا نمیکند یا خیلی زود از دستور کار رسانهای خارج میشود.
آیا نهادهای مستقل حقوق بشری نیز نسبت به عملکرد آمریکا انتقاد داشتهاند؟
بله، بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی نهادهایی مانند عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر، سیاستهای مهاجرتی آمریکا، بازداشت کودکان مهاجر در مرزها و وضعیت زندانهای فدرال از جمله مواردی است که بهعنوان مصادیق نقض سیستماتیک حقوق بشر مورد انتقاد قرار گرفته است.
دیدگاه شما درباره تحریمهای آمریکا از منظر حقوق بشر چیست؟
تحریمهای یکجانبه و فراسرزمینی آمریکا که زندگی شهروندان عادی و دسترسی آنان به دارو و مواد غذایی را تحت تأثیر قرار میدهد، مصداقی روشن از نقض حقوق انسانی است، اما در گزارشهای حقوق بشری واشنگتن جایگاهی ندارد.
آمریکا از اصطلاح «تحریم هوشمند» استفاده میکند؛ این عنوان را چگونه میبینید؟
این نوع نامگذاری، بیشتر نوعی بازی با واژهها برای اقناع افکار عمومی است. در واقعیت، این تحریمها زندگی روزمره میلیونها انسان بیگناه را هدف قرار میدهد و حق حیات، حق سلامت و حق توسعه آنان را سلب میکند.
در حوزه مسائل داخلی آمریکا، چه نمونههای دیگری را میتوان مطرح کرد؟
برخورد خشن با جنبش «جان سیاهان مهم است»، استفاده از گارد ملی علیه معترضان مدنی و تشدید خشونت پلیس علیه اقلیتهای نژادی، تصویری متفاوت از آن چیزی ارائه میدهد که آمریکا در ادبیات رسمی خود به جهان عرضه میکند.
این مسائل چه اثری بر جایگاه اخلاقی آمریکا در موضوع حقوق بشر دارد؟
کشوری که هنوز با مشکلات ساختاری مانند نژادپرستی سیستماتیک، تبعیض نهادی و شکاف طبقاتی عمیق مواجه است، از منظر اخلاقی با چالش جدی برای ادعای رهبری حقوق بشر در جهان روبهرو خواهد بود.
درباره فناوریهای نوین و حریم خصوصی، چه انتقادی به آمریکا وارد است؟
افشاگریهای مربوط به جاسوسی گسترده نهادهای اطلاعاتی آمریکا از شهروندان این کشور و سایر ملتها، نشاندهنده نقض حریم خصوصی در ابعادی کمسابقه است؛ آن هم از سوی دولتی که مدعی دفاع از آزادیهای مدنی و حقوق شهروندی است.
رفتار آمریکا در قبال دیوان کیفری بینالمللی را چگونه تفسیر میکنید؟
تحریم قضات و مقامهای دیوان کیفری بینالمللی بهدلیل پیگیری پروندههای مربوط به جنایات جنگی متحدان آمریکا و همچنین تهدید کشورهای عضو اساسنامه رم، نشان میدهد که واشنگتن حقوق بشر را تنها تا جایی میپذیرد که متوجه خود یا همپیمانانش نباشد.
ارزیابی شما از الگوی رأیدهی آمریکا در شورای حقوق بشر سازمان ملل چیست؟
بررسی این الگوها بیانگر آن است که آمریکا با استفاده از فشار سیاسی و لابیگری، در برابر قطعنامههای انتقادی علیه خود و متحدانش مانعتراشی میکند، اما در مقابل، در قبال رقبای ژئوپلیتیکی خود نقش فعالی در پیشبرد قطعنامههای مداخلهجویانه دارد.
این رفتار چه پیامدی برای نهادهای بینالمللی حقوق بشری داشته است؟
نتیجه این رویکرد، کاهش اعتبار این نهادها در نگاه افکار عمومی جهان است؛ زیرا بسیاری از مردم، این سازوکارها را بهجای نهادهای بیطرف، میدان رقابت و منازعه قدرتهای بزرگ تلقی میکنند.
در چنین شرایطی، وظیفه نخبگان و رسانهها چیست؟
امروز نخبگان، پژوهشگران و رسانههای مستقل وظیفه دارند فاصله میان ادعای حقوق بشری غرب و عملکرد واقعی آن را تبیین و آشکار کنند تا این مفهوم به ابزاری برای توجیه دخالت و سلطه تبدیل نشود.
شما به برخی اقدامات ایران در این زمینه نیز اشاره داشتید؛ این اقدامات چه نقشی داشته است؟
برگزاری همایشهای علمی و انتشار گزارشهای مستند بینالمللی از سوی نهادهای ایرانی، توانسته است روایت قربانیان سیاستهای آمریکا را به افکار عمومی جهان منتقل کند و انحصار روایتسازی غرب را به چالش بکشد.
چه پیشنهادی برای مقابله با این وضعیت دارید؟
تشکیل یک سازوکار بینالمللی مستقل با مشارکت کشورهای مستقل و حقوقدانان برجسته جهان برای رصد و مستندسازی نقضهای حقوق بشری قدرتهای مدعی، میتواند گامی مؤثر در مسیر احقاق حقوق ملتها و پایاندادن به مصونیت این کشورها باشد.
پیام پایانی شما به جوانان و فعالان رسانهای چیست؟
نسل جوان بهدنبال حقیقت است و دیگر نمیتوان با ژستهای حقوق بشری، واقعیتها را پنهان کرد. آگاهیبخشی درباره نقضهای سیستماتیک حقوق بشر از سوی آمریکا، هم یک مسئولیت انسانی و دینی است و هم ضرورتی راهبردی در عرصه جنگ روایتها.
در نهایت، افشای «حقوق بشر کذایی آمریکایی» را چگونه تعریف میکنید؟
این موضوع صرفاً یک بحث سیاسی مقطعی نیست، بلکه تلاشی برای گشودن افقی تازه به سوی نظمی بینالمللی عادلانهتر است؛ نظمی که در آن، شعارهای زیبا جای عدالت واقعی را نگیرد و قدرتهای جهانی نیز در برابر وجدان بشری پاسخگو باشند.
انتهای پیام. /











نظر شما